• شهریور ۲۷, ۱۳۹۷
  • نوشته توسط مهدی عابدی

سفرنامه مازندران و گلستان – بخش سوم

سفرنامه استان مازندران و گلستان در انتهای جاده آسفالت به دو راهی درازنو – رادکان می‌رسم و مسیر روستای درازنو را انتخاب می‌کنم. غلظت مه آنقدر زیاد شده که تا چند متر جلوتر به زحمت دیده می‌شود. از جوانی که در ابتدای بافت روستا منتظر ماشین رهگذر ایستاده است تا به کردکوی برود، می‌پرسم که […]

  • شهریور ۲۰, ۱۳۹۷
  • نوشته توسط مهدی عابدی

سفرنامه مازندران و گلستان – بخش دوم

سفرنامه استان مازندران و گلستان   رطوبت هوا و ارتفاع، کمی از گرمای هوا کم کرده ولی وقتی شب قبل نخوابیده باشی و از صبح زود هم تا الآن که روز از نیمه گذشته رانندگی کرده باشی و از نعمت همسفر هم بی‌نصیب باشی، خواب به جای هوشیاری سلطه‌ی لازم بر اعضای تن را می‌رباید. […]

  • شهریور ۱۴, ۱۳۹۷
  • نوشته توسط مهدی عابدی

سفرنامه مازندران و گلستان – بخش اول

سفرنامه استان مازندران و گلستان   بعد از فرصت از دست رفته‌ی اردیبهشت ماه که درگیر بیماری و کار و پیشامدها بودم، بالآخره طلسم شکست و یک سفر کاری بدون محدودیت زمانی پیش آمد و به یکباره فرصت طلایی بود که نمی‌شد از دست داد. هیچ وقت نمی‌توانم شب قبل از سفر راحت بخوابم. تا […]

  • مرداد ۲۴, ۱۳۹۷
  • نوشته توسط علی احمدیان

سفرنامه دشت لارنه

سفرنامه دشت لارنه   تقریباً یک ماهی میشد که برای این سفر با بچه‌ها هماهنگ کرده بودیم. سفری هیجان انگیز از نوع «بک پکر» یا همون کوله‌گردی به یک منطقه فوق العاده؛ دشت لارنه در میان جنگل‌های هیرکانی که در منطقه‌ای کوهستانی با پوشش گیاهی بسیار غنی به نام جنگل‌های سیاهکل واقع شده. در یک […]

  • مرداد ۱۶, ۱۳۹۷
  • نوشته توسط علی احمدیان

سفرنامه سیاهکل

سفرنامه سیاهکل چند ماه پیش دوستی در دنیای مجازی پیدا کردم که عاشق سفر بود. چند بار قرار شد همراهشان به سفر جنوب بروم که شرایط مهیا نشد. ولی این بار که پیشنهاد سفر به ارتفاعات سیاهکل را مطرح کرد، با اینکه مجبور بودم از اصفهان تا تهران را تنها بروم و هیچ کدام از […]

  • تیر ۱۹, ۱۳۹۷
  • نوشته توسط علی احمدیان

سفرنامه تایلند – قسمت سوم

قرار بود روز دوم شیانگ رای سنگین باشد. بعد از کلی جستجو ۳ معبد معروف پیدا کرده بودم که هر کدامش یک سر شهر بود. اولین معبد «وات رونگ خون» یا معبد سفید بود که شهرت جهانی دارد و واقعاً زیباست. برای رفتن به آنجا به سمت ایستگاه مینی بوس وسط شهر رفتیم و سوار […]