سفرنامه هرمز

  • بهمن ۳, ۱۳۹۶
  • نوشته توسط علی احمدیان
جزیره هرمز

سفرنامه هرمز

جنوب و جزیره‌های خلیج فارس، جزء جذاب‌ترین مقاصد گردشگری هستند. طبیعت خاص و آب و هوای دلپذیر، گزینه‌هایی هستن که کمتر کسی می‌تونه ردشون کنه. مخصوصاً اگه سفر با دوچرخه باشه. در این مطلب سفرنامه هرمز رو براتون می‌نویسم.

روز سه شنبه بعد از هماهنگی با بچه‌های تیم دوچرخه‌سواری، تصمیم گرفتیم از بندرعباس روز چهارشنبه ۹۶/۹/۱۵ که تعطیل هم بود، با هم به سمت جزیره زیبا و بکر هرمز بریم. شب رو کمپ بزنیم و جزیره رو با هم بگردیم و لذت ببریم.

جزیره هرمز یکی از زیباترین جزایر کشورمونه که سواحل زیبایی داره. همین‌طور موزه، قلعه، خاک‌های رنگی و آب زلال که ماهی‌های زینتی رو توی آب می‌تونید ببینید از جاذبه‌های این جزیره‌است. به همه پیشنهاد می‌کنم حتماً هرمز رو ببینند. برنامه‌ریزی برای سفر باید حتی‌الامکان تو ایامی که هوا خوبه صورت بگیره. از آذر ماه تا اسفند ماه بهترین زمان سفر به جنوبه. چون جنوب هوا گرم و شرجیه و این فصول واقعاً هوا عالی میشه.

قرارمون شد صبح چهارشنبه، ساعت ۷، اسکله. که البته به دلیل باد کردن لاستیک و بستن کامل بار کمی تأخیر داشتیم. هم‌رکابان ما که زودتر به اسکله رسیده بودن، داشتن از خودشون پذیرایی می‌کردن و ما در حال رکاب زدن به اسلکه رسیدیم.

زمانی که رسیدیم، با خیل جمعیت رو دیدیم و متوجه شدیم که از تمام استان‌های همجوار برای دیدن هرمز و قشم مهمان اومده و کار برای بلیط گرفتن و سوار شدن خیلی خیلی سخت و زمان‌بر میشه. بعد از هماهنگی با مسئول کشتی، از درب حمل بار وسایل و دوچرخه‌ها رو به زحمت سوار کشتی کردیم. چون هیچ پل یا مسیری برای عبور دوچرخه تعبیه نشده بود

 بعد از گذاشتن دوچرخه‌ها، خودمون هم سوار کشتی شدیم و دقایقی بعد به سمت هرمز راهی شدیم. آسمان ابری بود و هوا خنک و عالی. مردم هم از مسیر لذت می‌بردن و کسانی که دریا رو ندیده بودن در حال تماشای دریا و لذت بردن بودن.

تقریباً بعد از ۴۵ دقیقه به هرمز رسیدیم و دوچرخه‌ها رو پیاده کردیم. ابرها کنار رفته بودن و آفتاب بیرون اومده بود. به سمت هرمز شروع به رکاب زدن کردیم. جلوی اسکله جمعیتی بود که قصد کرایه موتور و رفتن به قسمت‌های مختلف جزیره رو داشتند و سرگرم چانه زدن بودند.

ما به سمت ساحل محیط زیست حرکت کردیم و بین راه وسایل، خوراکی و آب به مقدار لازم تهیه کردیم. حتماً اگه قصد گشتن اطراف جزیره رو دارید، آب زیاد با خودتون ببرید و جایی که بقیه کمپ نزدن به تنهایی کمپ نزنید.

به ساحل محیط زیست رسیدیم که جاده واقعاً زیبایی داشت. مثل فرش قرمز رنگ تمام مسیر رو پوشونده بود و باعث میشد لاستیک‌های دوچرخه هم رنگ زیبای قرمز بگیره. دوچرخه‌ها رو کنار هم گذاشتیم، چادرها رو برپا کردیم و به سمت دریا رفتیم. ساحل با شن‌های خاص خودش پاها رو ماساژ میداد. صدای زیبا و گوش نواز محیط و آب خنک دریا که پاهامون رو داخلش کرده بودیم، کل خستگی رو از بدن خارج می‌کرد. با صدای خاص دریا هم روح ما به آرامش ناب می‌رسید. اطراف ما پر بود از کوه‌های زیبا با فرم‌های خاص، صدف‌های دیدنی هرمز با شکل‌های جالب و خاک رنگی مشکی و قرمز که به زیبای محیط اضافه می‌کردند. البته هرمز دارای چند رنگ از خاک هست که در فرش خاکی استفاده میشه و می‌تونید از جلوی قلعه پرتغالی‌ها، کوه نمک یا غار نمک تهیه کنید که بسیار زیباست.

وسایل رو از خورجین‌ دوچرخه‌ها درآوردیم و شروع به درست کردن ناهار کردیم. آفتاب هم داشت بالا میومد و کمی هوا گرم‌تر شده بود. ولی از اونجایی که توی جزایر همیشه باد در حال وزیدنه، گرمای هوا زیاد آزار دهنده نبود. ناهار رو با دوستان خوردیم و کمی استراحت کردیم. باید به فکر آماده کردن جایی برای آتیش می‌بودیم تا شب رو گرم بمونیم. چون شب‌ها هوا بسیار سرد میشه و آتیش باعث میشه هم گرم بمونیم، هم به خاطر آتیش حیوانات و جانورها سراغ ما نیان. اطراف جاده جزیره به دنبال هیزم گشتیم و موفق شدیم یه کنده قطع شده و مقداری هیزم خشک پیدا کنیم. جایگاهی برای آتیش درست کردیم و آتیش رو روشن کردیم. هوا تاریک و سرد شده بود. دور هم نشسته بودیم و وقتمون رو به صحبت کردن با هم و بازی با کلمات می‌گذروندیم که خیلی هم لذت‌بخش بود. کم کم اطراف ما مردم بیشتر جمع شدند و چادرهاشون رو برپا کردند. هر کس مشغولی کاری بود. عده‌ای موسیقی می‌نواختند و عده‌ی دیگه‌ای هم مشغول توضیح در مورد هرمز و نحوه شکل گرفتن جزیره و کوه‌ها و انواع خاک‌هاش بودن. از اونجایی‌که برای شام ایده خاصی نداشتیم، یه غذای جدید درست کردیم که واقعاً هم خوشمزه شد: سیب زمینی آتیشی. یکی از لذت‌های هوای سرد خوردن سیب زمینی آتیشی چای آتیشیه. تا آخر شب دور آتیش بودیم و صحبت کردیم. حدود ساعت ۱۰ کم کم رفتیم تو چادر و خوابیدیم.

صبح ساعت ۷ بیدار شدیم. وسایل رو جمع کردیم و به سمت ساحل چند درخت حرکت کردیم. مسیر سربالایی رو طی کردیم و به ساحل چند درخت رسیدیم که ساحل خیلی زیبایه. بعد به سمت ساحل لاکپشت‌ها رفتیم و اونجا رو هم دیدیم. واقعاً زیبا بود. همینطور که از بین کوه‌ها عبور می‌کردیم، ناگهان دریا بین کوه‌ها دیده میشد و واقعاً منظره زیبایی رو شکل می‌داد. بین کوه‌های سخت و خشن چشمتون به آبی زلال و آرامش‌بخش دریا میفته.

در برگشت به سمت جاده اول ورودی ساحل، یک سوپر مارکت سیار بود که صبحانه رو به اتفاق دوستان اونجا خوردیم و به سمت کوه نمک حرکت کردیم. بعد از رکاب زدن مسیر وقتی به کوه نمک رسیدیم، تقریباً نزدیک ۱۱ صبح بود و هوا داشت کم کم گرم میشد. ما که صبحانه مختصری خورده بودیم، باز گرسنه شده بودیم. وقتی به کوه نمک رسیدیم، غذای محلی خوردیم و از کوه بازدید کردیم. فوق العاده زیبا بود. از صنایع دستی مردم بومی دیدن کردیم که جذابیت خاصی داشتن. به جرأت می‌تونم بگم بعد از دیدن صنایع دستی حتماً برای خرید وسوسه میشید.

بعد از دیدن این مناطق زیبا به سمت اسکله رفتیم. بلیط‌های برگشت رو تهیه کردیم و به بندرعباس برگشتیم و این سفر عالی همین جا به پایان رسید.

نویسنده و عکاس: رضا پاسلار

 

نوشته های مرتبط